فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تن پرور

 
۳
بالا
۰
پایین
(قدیمی و تا حدودی رسمی) فرد تنبلی که تنها به شکم و خواب اهمیت می دهد و اعتقادی به تلاش و کار عملی ندارد.
این حسن تن پرور،به مکتب نمی رفت...
واژه های مرتبط: تنبل
نویسنده: ع.ط.
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!