فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سرکار گذاشتن

 
۴
بالا
۰
پایین
ترجمه دم دستی از put on work مشغول کردن به موضوع غیر جدی برا ی شوخی کردن یا دور کردن شخص از موضوع اصلی و فریب کوتاه مدت ذهن.
محموله صندوق عقب فولکسه. ( فولکس موتورش عقب است و صندوق عقب ندارد و کسی که نداند سرکار می رود.)
واژه های مرتبط: اوسگل کردن
نویسنده: محمد93
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!