فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

عمتو
محل رواج: صحبت های لاتی

 
۶
بالا
۱
پایین
می تواند مخفّف چند عبارت باشد:
1- عمتو سرویس
2- عمتو گاییدم
3- عمتو لعنت!
4- عمتو [دیشب] دیدم.
- اصغر اسمتو از مسابقات خط زدم.
- عمتو!
نویسنده: ع.ط.
۱۲ فروردین ۱۳۹۳
عمتو

 
۴
بالا
۱
پایین
افرین عجب حرکتی
اصغر :من دیروز دوتا گل زدم
دوستش:عمتو!
واژه های مرتبط: عمتو صلوات
نویسنده: sssssssssssssssssssss
۷ تیر ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!