فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

عمم سرویس شد

 
۱۸
بالا
۲
پایین
در سالیان ماضی بین جوانان واژه ی "دهنم سرویس شد" متداول گردید
این واژه به آن معنا بود که مورد رنج و محنت فراوان قرار گرفتم

در اثر نفوذ فرهنگ غرب و تاثیرات ماهواره و فیس بوک و ... اخیرا دامنه ی شوخی ها و صمیمیت به نسبت "عمه" رسیده است!

فلذا اصطلاحی اختراع شد تحت عنوان "عمم گاییده شد" یعنی بسیار آزار دیدم و تلخی و محنت بسیار چشیدم و کشیدم

از ادغام دو اصطلاح فوق "عمم سرویس شد" اختراع گردید
که بیانگر منتهای درجه ی آزار دیدن و سختی کشیدن است!
-: حاجی خدا بدنده ، دستت چی شده؟
=: دیروز تصادف کردم ، عمم سرویس شد


-:چرا انقدر دیر کردی؟ پس کی میای؟
=: 1 ساعت دیگه میرسم
-: ای بابا ، عمتو سرویس!
۹ فروردین ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!