فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سلفی گرفتن

 
۱۱
بالا
۴
پایین
سلفی عبارت است از یه جمعی و یه گوشی موبایل که دوربین جلو دارد و طرف صاحب گوشی، دستگاه را با فاصله جوری می‌گیرد که همه در کادری باشن و کسان در عکس، از لب‌خند گرفته تا اردکی کردن لب و شکلک درآوردن انجام می‌دن و یه عکس می‌گیرن.
این عمل پس از سلفی (selfie) گرفتن الن دجنرس با سوپر استارها در مراسم اسکار بین ملت مُد شد و ملت دم به دیقه با دلیل و بی‌دلیل با هم سلفی می‌گیرن.
آقا، حیفه تا این‌جا اومدیم، یه سلفی نگیریم.
نویسنده: SirZ
۳ فروردین ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!