فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خوش آمدن

 
۳
بالا
۰
پایین
خوشت اومده ها: دیگه داری شورشو می‌آری.
خوشت نیاد: بسه؛ دیگه شورشو نیار.
- آقا بدو بیا یه سلفی هم این‌جا بگیریم.
+ ممد؛ خوشت اومده ها؛ وللش دیگه.

- ووی! چه لپی داری!
+ خوشت نیاد دیگه.
واژه های مرتبط: خوش آمدن دوست داشتن
نویسنده: SirZ
۳ فروردین ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!