فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جاکش خان

 
۱۸
بالا
۳
پایین
به لحاظ لغوی "جاکش" کسی را گویند که برای دیگران موقعیت (از قبیل محل یا مفعول) ردیف نماید ، فلذا اسباب حال و حول را آماده سازد ، و "خان" صرفا جهت احترام است!

لیکن در ادبیات امروز این مرز و بوم ، "جاکش خان" یک لقب صمیمی است ، وقتی کسی را جاکش خان خطاب میکنیم فی الواقع ارادت خود را نسبت به وی ابراز داشته ایم.
امیر: سلام حامد جون
حامد: سلام جاکش خان ، چطوری؟



شروین: کوروش! کوروش!!
کوروش: چیه؟
شروین: چیه و مرض! جاکش خان یه ساعته دارم صدات میکنم.
واژه های مرتبط: دیوث لاشی جاکش
۱ فروردین ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!