فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کاربردهای واژه ی گوه
محل رواج: میان جوانان وطن!

 
۱۵
بالا
۴
پایین
گه! : با شما هستم
گه بازی: سازمخالف زدن
گه بخور: لطفاً اول شما صحبت کنید
گه خور: فضول
گه خوری: خطر کردن
گه نخور: لطفاً اظهار نظر نفرمایید
گه شدن: ضایع شدن، به فنا رفتن
گه خوردی: با طرز فکر شما مخالفم
هیچ گهی نیستی: هنوز به کسب تجربه نیاز دارید!
مثالم کجا بود!
واژه های مرتبط: !Shit
نویسنده: حسین آقا
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!