فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لامپ
محل رواج: بین روشنفکراااا

 
۱۰
بالا
۲
پایین
کسی که خیلی ادعای روشنفکری داره ولی گوزم بارش نیست
-سهراب رو جدیدا دیدیش؟
-چشمم کور شد از بس لامپ شده
واژه های مرتبط: روشنفکر
نویسنده: railboy
۲۰ اسفند ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!