فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

نخجوان
محل رواج: دانشگاه آزاد تبریز

 
۸
بالا
۱
پایین
نخجوان مکانی است برای جفت گیری موقت که در کشور آذربایجان می باشد ولی در دانشگاه به دانشکده امینی اطلاق میشودشامل اجناسی که توهم خود داف پنداری دارند در این دانشکده یافت میشوند این نصفان به شدت دنبال شوهر هستند و تور خود را پهن کرده اند این مکان برای سال اولی ها بسیار خطرناک است کسانی که در آنجا به فناک رفته اند بی شمارند البته برای کسانیکه در کف هستند مکان مناسبی هست
امین:از تنهایی دغ کردم
دادا مگه من مردم بیا بریم نخجوان برات پیدا کنم
بیا راهمون عوض کنیم اینجا نخجوانه
واژه های مرتبط: قهبه خانا
نویسنده: حاجی
۱۷ اسفند ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!