فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پالاکیت
محل رواج: مهندسین معدن

 
۳
بالا
۱
پایین
پالاکیت (Palachite) واژه ای اصلاحی و عامیانه است، که از آن برای مجموعه ای از کانی های (با ارزش و یا حتی بی ارزشی) که همراه مالاکیت (Malachite) یافت میشوند، استفاده میشود.

مثال: چندتا رگه بزرگ آهن پیدا کردیم، عیارشم خیلی بالاس در حدود 90 - 95 درصد هماتیت داره، یکمم مالاکیت پالاکیت داشت، پیریت میریتشم بد نبود، كلا مس پسم داشت، فرداد بیا قرارداد مرارداد و بنویسیم.
مالاکیت پالاکیت، مس پس، آهن ماهن، کوارتز موآرتز، پیریت میریت، الماس ملماس، دایک مایک، رگه مگه، آلتره مالتره، نقشه مخشه، اکسل مکسل، گزارش مزارش، قرارداد مرارداد، ترانشه مرانشه، چاهک ماهک، بیل میل
نویسنده: عیندال
۹ اسفند ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!