فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مزازره

 
۷
بالا
۰
پایین
از ریشه‌ی زِرزِر در باب مفاعله‌ی عربی. همانطور که می‌دانید یکی از معانی باب مفاعله انجام کاری با شرکت همزمان دو یا چند نفر است که در آن هرکدام هم فاعل‌اند هم مفعول؛ مانند مشاعره که شرکت همزمان چند نفر در شعرخوانی است.
کلمه‌ی مزازره درست زمانی برساخته شد که برنامه‌های مناظره‌ی انتخاباتی حسابی تنور صدا و سیما را داغ کرده بود. از آنجا که غالباً سخنان ایشان مهمل و دور از عقل به نظر می‌رسید ، در میان اهالی طنز به مزازره معروف شد. امروزه نیز اگر چند نفر دور هم جمع شوند و چرت و پرت ببافند و مزخرفات سر هم کنند ، به عمل اینان مزازره می‌گویند.
دوباره مخ گیر آوردید به مزازره دیگه!
نویسنده: ابرمیم
۶ اسفند ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!