فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لطفا شات آپ

 
۶
بالا
۲
پایین
خفه شدن درجایی غیراز آب
گوه نخوردن زیاد
گوه خوردن کم
کلا گوه خوری
1-شارژنداری اومدی پای باجه تلفن ی زنگ مهم بزنی.ی دختره هم سه ساعته داره خاطره عروسی ک رفته رو واسه دوستش تعریف میکنه
اینجاباید بگی:انقد گونخور قطع کن بابا کارداریم
2-تومترو نشستی یارو ده تا صندلی اونورتر ی ساعته داره باگوشی بلندبلند حرف میزنه.برمیگردی میگی گوخوری بسه رسیدیم ایستگاه
3-توجمع نشستی طرف هی داره خالی میبنده فک میکنه ملت گاون.جاشه که بگی کم گوه بخور جونه مادرت
واژه های مرتبط: شات د فاک آف
نویسنده: امیرووو
۱۵ بهمن ۱۳۹۲
لطفا شات آپ

 
۴
بالا
۴
پایین
بهتر خفه شی، خواهشا خفه
دارم با دوستم حرف می زنم یکی میاد وسط گفتگو بهش می گم: لطفا شات آپ
واژه های مرتبط: خفه شو زیپ و ببند
نویسنده: سمانه
۵ بهمن ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!