فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خاک بریز روش

 
۸
بالا
۳
پایین
فعل "خاک بریز روش" زمانی به کار برده می شود که مورد خطاب در صحبت هایش گند افتضاحی زده باشد (هرچند ناخواسته) و برای اینکه بوی گندش بیشتر از این مشمئز کننده نشود و پخش نشود و به طور خلاصه جمع و جور شود.

مجری تلویزیون : امروز مصادف است با رحلت جانگوزِ ... اِ .... اِهم ... جانگدازه ..... اِ .....

تهیه کننده زیر لب : خاک بریز روش
واژه های مرتبط: جمعش کن دیگه دیگه همش نزن
نویسنده: کاکائومنش
۲۴ دی ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!