فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تاکسی

 
۳۴
بالا
۰
پایین
محل تبادل و تضارب آرا، جایی که در آن در مورد مشکلات موجود جامعه، اقتصاد، سیاست، ورزش و غیره بحث شده و راه حل هایی جهت بهبود وضع موجود ارائه میگردد.
(در یک تاکسی)

راننده: آقا هوا هم خیلی بد شده
مسافر1:بله. دلیلش کیفیت پایین بنزین داخلیه
مسافر2:نخیر، به نظر بنده علتش خشک شدن دریاچه ارومیه س
- چرا چرت و پرت میگی عزیز من؟ چه ربطی به دریاچه داره؟
- هیچی آقا خواستم اظهار نظری کرده باشم
- شما دیگه حق اظهار نظر نداری
- خب حالا موضوع بحث بعدی چیه؟
- بررسی علل کاهش قدرت ریال در برابر سایر واحدهای پولی.

و بحث ادامه پیدا میکند...
نویسنده: harry dean
۲۴ دی ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!