فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جهله به گُند

 
۳۵
بالا
۰
پایین
در افسانه های فولکلوریک ایرانی، نام مردی سیاهپوست و قدبلند است که بیضه هایی به بزرگی جهله (نوعی کوزه آب) دارد. جهله به گُند اغلب در بندها، کوچه ها و گذرها می ایستد و درحالیکه پاهای خویش را در دو جانب کوچه نهاده، بیضه هایش را در میان آویزان میسازد بطوریکه بیضه های بزرگ او، راه را بر عابران می بندد
-
نویسنده: harry dean
۲۲ دی ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!