فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کول (cool)

 
۳
بالا
۰
پایین
معادل انگلیسی "باحال" که اخیرا در زبان فارسی هم رواج یافته. در زبان انگلیسی بعضا به معنی "خونسرد" هم استفاده می شود.
خیلی شوخی کولی (cool) بود، حال کردم باهاش.
واژه های مرتبط: باحال
نویسنده: نیما دهخدا
۲۰ آذر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!