فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تِسکوندن
محل رواج: مرودشت

 
۳
بالا
۲
پایین
تسکاندن فعلی است به معنای شکستن تخمه و گاهی خوردن انواع آجیل و در شکل های مختلف به کار می رود:
امری یا تعارفی: تخمه بتسکون
حال: داریم می تسکونیم
واژه های مرتبط: تخمه شکوندن
نویسنده: حمید م
۱۰ آذر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!