فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پدر خدمتی
محل رواج: سربازی

 
۳
بالا
۱
پایین
اگر تاریخ اعزام سربازی درست 1 سال جلوتر از سرباز دیگر باشد. سرباز اولی پدر خدمتی دومی حساب می شود....
مثلا تاریخ اعزام به خدمت جواد 19/9/89 و تاریخ اعزام به خدمت حسن 19/9/90 است... در این حالت جواد پدر خدمتی حسن محسوب می شود.
سرباز الف: سلام سرباز چقدر لباسات نوئه! تازه اومدی یگان؟؟
سرباز ب: آره
سرباز الف: اعزامی کی هستی؟
سرباز ب: آذر 89
سرباز الف: هه هه هه (با کمی تمسخر)!! من پدر خدمتی تو محسوب میشم.
واژه های مرتبط: موتوری کشیدن زن خدمتی
۶ آذر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!