فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

موتوری کشیدن
محل رواج: بین سربازا تو خدمت

 
۹
بالا
۰
پایین
وقتی سرباز جدیدی به بخشی وارد میشه تا مدتها سربازای دیگه ازش کار میکشن و یا کارای سخت رو میدن به اون.... به این کار میگن موتوری کشیدن
جواد ببین یارو تازه اومده خدمت صب تا شب سر برجک موتوری میده
بچه حالا حالا ها باید موتوری بدی تا جزء آدما حسابت کنن
بدبخت سربازه تازه اومده همه دارن ازش موتوری میکشن
۵ آذر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!