فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جرپو
محل رواج: ملایر و بروجرد و نهاوند

 
۱۲
بالا
۲
پایین
فاحشه،سلیطه،بدکاره
برو گم شو جرپو خانوم
واژه های مرتبط: فاحشه هرزه بدکاره جنده
نویسنده: سهراب ttt
۴ آذر ۱۳۹۲
جرپو
محل رواج: لرستان

 
۶
بالا
۳
پایین
جرپو بمعنی آدم عجول است وبرخی موارد معنی زن گوزو راهم می دهد
یک نوع حالت تسخر است
واژه های مرتبط: گوزو
نویسنده: عارف
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!