فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خودخو- تلفظ (_ُ)
محل رواج: تربت جام - خواف

 
۳
بالا
۱
پایین
هم میتونه به معنی تاکید بیشتر روی فرد مورد خطاب یا حتی خودت باشه- هم می تونه به معنی من باشه
برای اولی میشه گفت من خودخو تصادف رو با چشام دیدم یا تو خودخو تصادف رو با چشات دیدی - برای دومی خودخو تصادف رو دیدم
واژه های مرتبط: من خودم خودت
نویسنده: من خودخوم
۹ آبان ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!