فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خط ١١

 
۸
بالا
۲
پایین
مستقیم
با خط 11 فرستادمش بره خونه
واژه های مرتبط: ندارد
نویسنده: داش رضا
۹ دی ۱۳۹۲
خط ١١

 
۴
بالا
۰
پایین
معمولا وقتی نه پوستو داشته باشیم نه وسیله با خط ١١ اینور اونور میریم در بعضی موارد برای پسرا میشه با خط ١٢
مثلا دیر میرسی سر قرار دوستت میگه كجا موندی پس توهم میگی داداش وسیله نداشتم با خط ١١ اومدم
واژه های مرتبط: استگاه
نویسنده: عليرضا خان
۸ آبان ۱۳۹۲
خط ١١

 
۳
بالا
۱
پایین
پیاده
با دو تا پا
ماشینشو فروخته با خط 11 میره
واژه های مرتبط: پیاده
نویسنده: ظطز
۱۶ فروردین ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!