فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تئودور دئوندن
محل رواج: غرب تهران

 
۳
بالا
۰
پایین
دیگران را سر کار گذاشتن. در مورد مساله ای علمی، هنری، سیاسی و ... در جمع آدم های بی اطلاع، به هدف اوسکول کردن آن ها داد سخن دادن. بیشتر وقتی به کار می رود که برای دوستی، ماجرای سرکار گذاشتن دیگرانی را تعریف می کنند.

پریشب درِ مغازه یه رب تئودور دئوندم. گفتم اینا که می بینی "شِفچِنکِ" اوکراینه. دخیِ فک کرد یعنی کلی خفنه. شال چینی چار تومنی رو هفتاد تومن کردم تو پاچش.
واژه های مرتبط: رنگ کردن اوسکول کردن
نویسنده: ممد موثق
۸ آبان ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!