فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سوزمانی
محل رواج: تهران

 
۳
بالا
۰
پایین
كولی، كولی های منطقه كوردستان (سنندج و كرمانشاه) را گویند.
این طایفه‌ها جز رقص و کامروائی کاری بلد نبودند. زنان آنها با رقاصی کسب درآمد می‌کردند و اگر کسی برای محفلی رقاص می‌خواست برای آن زن پیغام می‌فرستاد و او همراه با عده‌ای زن و مرد، متشکل از پدرخوانده و برادرهایش جمع می‌شدند و دو به دو می‌رقصیدند و بقیه هم ساز می‌زدند.
فلانی برای تعارف به دوستش كه امشب میزبان مهمانی ست میگه:
"مهمانی پُر سوزمانی است!" (گرم و پر از مستی و پایكوبی)
واژه های مرتبط: سوزماني ها كوردستان
نویسنده: م.ر. پورعطائي
۲۴ مهر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!