فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پسرخاله شدن

 
۵
بالا
۰
پایین
خیلی زود و بی‌اساس و بی‌دلیل صمیمی شدن.
دختر داره برای دوستانش تعریف می‌کند:
دیشب رفته بودم ایران‌زمین جین بخرم٬ مرتیکه فروشنده‌ی عوضی تندی پسرخاله شده می‌گه برو پرو یه تن بزن بیام ببینم چطوره.
واژه های مرتبط: خودمانی شدن
نویسنده: harmonica1313
۲۱ مهر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!