فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سندله
محل رواج: شهرکرد

 
۲
بالا
۰
پایین
سندله همان معنی گه را میدهد و به صورتsendeleخوانده میشود
اما در مواردی به معنای بد جور ضایع شدن است.
احمد : پس این دختره ازش شماره را گرفت یا نه .
مهدی : نه بابا...سندله زد بش
واژه های مرتبط: گه
نویسنده: دایزه
۳۰ شهریور ۱۳۹۲
سندله

 
۲
بالا
۳
پایین
سندله به معنای مدفوع انسانی یا حیوانی است
کیانا به فاطمه گفت :به نظرت سندله اش چه شکلی است؟؟؟
فاطمه:ابکی است .
کیانا:پس بیا روی سرش بریزیم ....
واژه های مرتبط: گندله
نویسنده: پپرونی
۱۰ آذر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!