فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خر كردن

 
۳
بالا
۰
پایین
فریب دادن فرد دیگر جهت سوءاستفاده از او و راضی کردن فرد به انجام کاری خلاف میلش. معمولا برای «خر کردن» از ابزارهایی همچون دروغ، تعریف و تمجید، تملق، پسرخاله شدن، وعده و وعید و دیگر راه های غیر اخلاقی بهره گرفته میشود.
مدیرگروه تطبیق واحدها رو نمیپذیرفت، خرش کردم قبول کرد.

+ بانک قبول نمیکنه که بدون ضامن وام خرید خودرود بده:
- یه جوری خرشون کن!

حسابداری رو خر کردم بدون پرداخت پول تونستم انتخاب واحد کنم.

مسوولان دروغ میگن و میخان ما رو خر کنند.
واژه های مرتبط: پسرخاله شدن خر شدن
نویسنده: طلاچه
۲۸ شهریور ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!