فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شومبول

 
۵۶
بالا
۱۰
پایین
اشاره به یك آدم به غایت بی عرضه كه نه دارای سواد علمی است و نه تجربه عملی
علی جان، این پنجره هارو احمد رنگ زده؟
احمد؟؟ نه بابا، احمد شومبوله
واژه های مرتبط: سيكتير
نویسنده: پيام دودول
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
شومبول
محل رواج: همه جا - بی ادبی

 
۳۴
بالا
۱۶
پایین
1- به طور کلی به هر چیز شل و آویزان که داخله آن مواد مایع وجود داشته باشد، اطلاق می شود.
2- و به طور خاص به آلت تناسلی مرد در حال رخوت و سستی اطلاق می شود.
3- از مصادیق معنای اول: انسان بسیار تنبل (در حالت مسخره و بی ادبی)، میوه جات شل و خراب شده غیر قابل استفاده و... می باشد
1- بچه شومبولت رو مامانی بخوره.
آهای یاروو! شومبولت رو از ما بکش بیرون.
مرتیکه شومبولیشن برو خودتو جمع کن، نمی خواد واسه ما ریاست کنی.
2- عزیزم رفتی توی حالت شومبول (زن به شوهرش).
3- عجب این یارو تنبله، شومبول شیراز شده دیگه.
این گوجه فرنگی ها رو نخری شومبول شومبوله ها.
نویسنده: فادی لبنانی
۲۴ شهریور ۱۳۹۲
شومبول

 
۲۹
بالا
۲۷
پایین
شونبول یا آلت یک قارچ دراز است که در پایینش ریشه دارد
شونبول شونبول شونبول شونبول شونبول شونبول
این قارچ دراز رو ببین زیرش هم دو تا ممه دراورده است بعد میگه کجا است می گه شلوارت روبکش پایین می بینیش همان شونبول خودمان است
نویسنده: شونبول
۳ دی ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!