فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

نابغه

 
۵
بالا
۴
پایین
معنیش که معلومه افراد خیلی باهوش اگه بتونن به جایی برسن و از هوششون استفاده کنن میشن نابغه


ولی نابغه الان تو کشور ما چیزیه که شده بدبختی بچه های کوچولو

همه مادر و پدرا دنبالشن که نابغه بسازن از بچه های بدبخت
سواد یادشون میدن قبل از مدرسه خلاصه بچه تا قبل از 6 سالگی
کلاسای موسیقی ، شطرنج ، ژیمناستیک ، شنا ، نقاشی ، رقص ، و هزار تا کوفت زهر مار میفرستن تا آخر یه جایی از پا در بیاد بگه ما نخوایم نابغه بشیم عمه کی رو باید ملاقات کنیم
انیشتن ، ادیسون ؛-)
واژه های مرتبط: باهوش
نویسنده: aazaa
۲۲ شهریور ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!