فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پول لازم
محل رواج: بنگاه ها

 
۲۴
بالا
۰
پایین
اگر اول معامله گفته شود برای ترغیب و اگر آخر معامله گفته شود برای رفع ابهام و شک خریدار است
شخص پول لازم مایملک خود را به زیر قیمت و بسیار سریع میخواهد بفروشد، صداقت کلام این شخص مانند حرف گدا ست که بگیر نگیر داره،در مواقعی راست میگوید و چک به بدهکار داده است یا بیمار افقی (بستری) داره اما اکثرا" برای چپاندن به خریدار است
مثلا" حالا تو امتیازو ازش بخر ،خودم از پیمانکار شنیدم که دو هفته دیگه قرعه کشی انتخاب واحداس (دروغ به اصطلاح مصلحتی البته مصلحت جیبی) ،میدونی بعد چقد میات رو قیمتش اصلا" توی این وضعیت فروشش ضرره ،اما طرف پول لازمه، صب نمیکنه!
واژه های مرتبط: احتیاج فوری پول آنی
نویسنده: بی دل
۱۶ شهریور ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!