فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سگ سبیل

 
۳۱
بالا
۳
پایین
به مردی اطلاق میشود که علاوه با داشتن رذایلی مانند: قلدری_زورگوی_نامردی و همیشه حق بجانب بودن دارای یک سبیل کلفت شبیه یک جفت جاروی خیاط شوری است که تا زیر لب میرسن و در مواردی برای پوشاندن دندان های معیوب و اکثرا برای فیلتر کردن مایعات مانند دوغ کاربرد دارند.این نوع از حیوانات معمولا تنومند بوده و اندازه خر زور دارن!_سگ استعاره از حالت تهاجمی نهفته و پنهان این سبیل است!
پولم رو سگ خور کرد مرتیکه ی سگ سبیل!!
سوال :این ماشینی که وسط خیابون پارک شده مال کیه؟
جواب: ماشین اصغر سگ سبیله! همون که چون گنده ای داره_ الان رفته چلوکبابی!!
نویسنده: بی دل
۱۴ شهریور ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!