فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پِسقل
محل رواج: دانشگاه هنر تهران

 
۱
بالا
۱
پایین
وقت گذرانی یا لاس زدن با دختران در مکان های دنج یا عمومی...
فلانی کجاست؟
رفته تو حیاط پسقل!!
واژه های مرتبط: لاس
نویسنده: ششو
۱ شهریور ۱۳۹۲
پِسقل
محل رواج: دانشگاه هنر, تهران

 
۱
بالا
۳
پایین
گذراندن وقت و انجام ندادن هیچ عمل مفیدی, طوری که به شما خوش بگذرد.
معاشرت با همه جانداران در محدوده خود.
نشستن جایی(معمولا حیاط دانشگاه) و گذر عمر دیدن.

بزرگان کشیدن سیگار در حال پسقل زدن را اکیدا توصیه میکنند.

_کجا بودی نیومدی سر کلاسِ عسکری؟
_تو حیاط پسقل میزدیم.
واژه های مرتبط: پسقل زدن
نویسنده: سروشچه
۱ شهریور ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!