فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مسجد
محل رواج: مشهد، کافه های کلبه، مهران، گلپا، بهاران

 
۵
بالا
۰
پایین
محلی برای استراحت کردن، نشستن، گفتگو کردن و صرف قلیان و نوشیدن چای و نوشیدنی های معمولی دیگر و ارائه غذاهای ساده به مشتریان در مکان های عمومی ، کافه ، چایخانه، قهوه خانه
مسجد چی میگه؟؟؟؟
به معنای اعلام آمادگی برای رفتن به کافه می باشد

ره میخانه و مسجد کدام است/ که هر دو بر من مسکین حرام است
نه در مسجد گذارندم که رند است/ نه در میخانه کین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است/ بجوئید ای عزیزان کین کدام است
(حکیم عمر خیام نیشابوری)
نویسنده: الیاس سون
۲۹ مرداد ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!