فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شاخ

 
۹
بالا
۱
پایین
شاخ نشو ینی مزاحم نشو پررویی نکن روتو زیاد نکن
مثلا میگن طرف خیلی شاخه : یه معنیش اینه که خیلی وقار و اعتبار داره خیلی والا مقامه یه معنی دیگش هم ینی اینکه خیلی پر رو بازی در میاره
شاخ نشو وگرنه بد میبینی
بابا طرف خیلی شاخه
واژه های مرتبط: ...
نویسنده: نازنین خانوم
۲۸ شهریور ۱۳۹۲
شاخ

 
۶
بالا
۲
پایین
1- یعنی مانع انجام کار یا عملی است.
2- یعنی طرف اضافی است و نباید در این مجموعه می آمده.
این معانی بیشتر رواج داره.
برو شاخ نشو بزار به کارمون برسیم
مواظب شاخ باشید
یارو عجب شاخی است
واژه های مرتبط: فضول
نویسنده: فادی لبنانی
۲۳ شهریور ۱۳۹۲
شاخ

 
۳
بالا
۴
پایین
شاخ یعنی باحال و بعضی وقتا به ادمی میگن که هیکلش رو فورمه.این کلمه توی خیلی از آهنگ ها به کار رفته.
چه دختر شاخیه.
واژه های مرتبط: رو فورم با حال
نویسنده: مرموز
۲۱ مرداد ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!