فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

صورت شدن
محل رواج: فک کنم یزد

 
۲
بالا
۴
پایین
حالتی که فرد کم محلی میکند یا تحویل میگیرد
(یه جورایی قهر میکنه)
اولی:سلام عخشم چطوری ؟(قبلا یه گندی زده حالا میخواد درستش کنه)
دومی:(با بی اتناعی حتی نگاشم نمیکنه)
اولی:چیه واسه ما صورت شدی؟
دومی: (بازم تحویلش نمیگیره)

+لازم به ذکر است در این نمونه :
یا اولیه خیلی گند زده یا دومیه خیلی مغرور و بی شعوره:))
واژه های مرتبط: کم محلی کردن تحویل نگرفتن
نویسنده: عسل 021
۹ مرداد ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!