فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

صف مفت خوری
محل رواج: خوابگاه دانشگاه علم و صنعت

 
۵
بالا
۱
پایین
در سلف خوابگاه بعد از اینکه افراد ژتون دار غذا گرفتند باقیمانده غذای سلف به صورت رایگان توزیع می شود. صف افرادی که ژتون ندارند از یک ربع قبل تشکیل شده و کم کم طولانی می شود. به این صف، صف مفت خوری گویند!
اگه ژتون نداری تو صف مفت خوری واستا!
دانشجویی که ژتون دارد خطاب به دوستش که در صف ایستاده: مفت خور!(ر.ک صف مفت خوری) بیا مرده خوری. ممکنه غذا بهت نرسه!!
واژه های مرتبط: صف مرده خوری
نویسنده: ج رضا
۲۳ تیر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!