فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

عسل
محل رواج: همون جا

 
۶
بالا
۴
پایین
به فردی که یه نمه گاگول بزند یا تو باغ نیس
اولی:بچه ها پایه این مخشو تیلیت کنیم؟
دومی:ینی چی ؟ چیکار کنیم؟
سومی به همراه دومی:بابا عسل!!!
واژه های مرتبط: گاگول اسکل پرت
نویسنده: دخی مثبت
۲۰ تیر ۱۳۹۲
عسل

 
۴
بالا
۴
پایین
یه دختر منطقی و با این وجود احساساتی!خاص و عحیب غریب!باهوش،خیلیم شوخ و بانمک.بامعرفت.برونگرا و عاشق جاهای شلوغ.با قابلیت کشیدن گرافیتی های بسیار زیبا
به موقش خیلیم مهربون^__^
به هیچ وجه مغرور نیس اگه از خودش تعریف کرده بعده شوخی داشته و لاغیر!
مرسی عسل!
واژه های مرتبط: هنر المپیاد ریاضی گرافیتی
نویسنده: asal99
۱۰ آبان ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!