فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لش کردن
محل رواج: همه جا به خصوص تهران پایین

 
۱۰
بالا
۲
پایین
عموما به معنی لم دادن در یک جای خلوت و بی تفاوت بودن نسبت به محیط اطراف + اینکه گاهی این بی توجهی با آهنگ گوش دادن بدست میاد
مثلا میگه رفته بودم خیابون مظفر لش کنم
یعنی رفته بودم تو خیابون مظفر روحمو آزاد کنم و به هیچی فکر نکنم
واژه های مرتبط: خلسه
نویسنده: .||\/
۱۸ تیر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!