فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تف
محل رواج: عمدتا خانه ی اقشار کم درآمد

 
۳۲
بالا
۰
پایین
معمولا به عنوان آخرین راه حل در زمان نبود موادی همچون: ژل روان کننده، لیز کننده، گلیسیرین، شامپو، مایع دستشویی و ظرف شویی از آن استفاده میشود.
(در یک داروخانه)

- سلام
- سلام بفرمایید
- ببخشید، میشه گوشتونو یه خورده بیارین جلو؟
فروشنده سرش را جلو می آورد
- از این ژل هایی که میزنن به...
- به چی؟ به مو منظورتونه؟
- نخیر، به همون قسمتی که...
- آها. ژل روان کننده میخواین
- آرومتر جناب دکتر. بله
- متاسفانه تموم کردیم
- چیز دیگه ای ندارین که همون کارو انجام بده؟
- نه متاسفانه
با فریاد، خطاب به فروشنده: به درک، با تف میزنم
نویسنده: harry dean
۲۴ دی ۱۳۹۲
تف

 
۳
بالا
۲
پایین
افسوس خوردن
تف.از دستم رفت
واژه های مرتبط: افسوس/حسرت
نویسنده: red son 23
۱۷ تیر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!