فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تپل

 
۵
بالا
۰
پایین
در اصل به معنی چاق،کسی که یه پره گوشت اضافی داره.اصطلاحاٌ در مورد پول زیاد یا هز چیز جالب توجهی گفته می شه.
-پسر بیا بریم اول دو تا ساندویچ تپل بزنیم بعد بریم خونه واسه شام...
واژه های مرتبط: خفن
نویسنده: شاگار
۱۲ تیر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!