فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خود سهیل پندار

 
۴
بالا
۳
پایین
فردی که به مال و ثروت و شهرت پدرش بنازد در حالیکه معلوم نیست چنین مال و ثروت توهمی وجود خارجی داشته باشد. واژه از آنجا متولد شدکه یکی از دانشجویان، اغلب در میان دوستان خود از اموال پدری و شهرت وی برای اعتبار بخشیدن خود استفاده می کرد که با مرور زمان چنین شیوه ای مسری شد. به نحوی که از بین دانشجویان، فردی که وضع مالی نامعلومی داشت از ثروت و مقام خانوادگی سخن راند. در این اثنا دانشجویی برگشت و گفت ایشان هم «خود سهیل پندار» شده است! همه خنیدند و این اصطلاح همچنان زبان به زبان بین دانشجویان دانشگاه متداول شده است.
بابا فلانی، خود سهیل پندار شده!
باز فلانی، خود سهیل پنداری بهش دست داد!
واژه های مرتبط: خود پنداری
نویسنده: علی رضا دقیقی
۶ تیر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!