فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جهان گردی

 
۲
بالا
۱
پایین
به کاری کسل کننده و بی معنی که عده ای بی کار و مشنگ انجام میدهند و اکثراً کسانی این کار را انجام میدهند که از زندگی شخصی خود نیز سیر شده اند و آخر عمری میخواهند به فکر پر کردن اوقات انی خود باشند ( تاکید میشود که این گونه افراد بسیار مشنگ هستند )
محمود : مصطفی جون از بابات چه خبر ؟؟
مصطفی : هیچی ، بنده خدا جهانگرد شده !!
مارکوپولو و کریستف کلمپ از این جمله افراد بودند و مشهور ترین و مشنگ ترین در بین این گونه افراد هستند
نویسنده: M@MAD
۲۷ خرداد ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!