فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

متنچقان

 
۹
بالا
۲
پایین
برای نام بردن هر وسیله ای که ان را با نام اصلی نمیشناسیم یا بر زبانمان نیاید یا اسم سخت و طولانی داشته باشد. با تلفظ شدید حرف نون
مسافربه راننده:اقا ای متنچقانت بده ای شیشه رو بدم بالا گه تو کونمون یخ زد
اینجا معنی دسته شیشه بالا کن پیکان میداد
این متنچقانو بده من
واژه های مرتبط: ماسماسک
نویسنده: جهرمی
۲۱ خرداد ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!