فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سرویس شدن

 
۲
بالا
۱
پایین
بیچاره شدن، داغون شدن، منهدم شدن، اذیت شدن زیاد
از صبح تا حالا از بس دویدیم سرویس شدیم!
نمیدونی چه درس سختیه! اساسی سرویس شدیم تا پاس كردیم!
واژه های مرتبط: سرويس كردن
نویسنده: شادي
۹ خرداد ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!