فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شاشیدن

 
۲
بالا
۴
پایین
ادرار کردن یا جیش کردن ، در بعضی اوقات به معنایی خرابکاری و در بعضی زمان ها به ناسزا تعبیر می گردد
مثال :
علی کجاست?
_داره میشاشه

مثال2:
علی شاشیدی تو برنامه ی امروز » یعنی گند زدی «

مثال 3:
علی شاشیدم تو اون دهنت
واژه های مرتبط: شاش
نویسنده: اسی پلنگ
۴ خرداد ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!