فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تخم گیری

 
۴
بالا
۶
پایین
واژه ای است که از فرهنگ گسترده زبان مشهدی به سایر حوزه ها نیز نفوذ کرده است و به معنای پیچیدن و گرفتگی عضلانی بیضه ها می باشد که همراه با درد زیادی است و فرد را وادار می کند مانند مجسمه بایستد تا مشکل رفع شود. البته گاهی نیز به معنی یک شوخی است که افراد از زیر آلت تناسلی یک فرد دیگر تخم هایش را با دست می گیرند و او را به التماس وا می دارند.
هیچووووووو (صدای عطسه)
حامد: چی شد؟چرا مثه مجسمه واستادی
نادر: آخ آخ تخمام گرفت. مادر جااااااان
واژه های مرتبط: تخمام فر خورد
نویسنده: م . م
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!