فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خر سواری
محل رواج: علامه حلي٥

 
۲
بالا
۰
پایین
-بالا رفتن روی دو پایه ی عقبی صندلی
الاغ اینقدر الاغ سواری نكن اخرش میفتی از رو صندلی دست و پات میشكنه
واژه های مرتبط: الاغ سوار
نویسنده: محسن شاد
۲۸ فروردین ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!