فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لککه Lakkeh
محل رواج: استان فارس

 
۹
بالا
۱
پایین
فردی که با دیگران زیادی فرق دارد البته از نوع بدش
نا همگون با محیط اطراف بودن
رامین جون برو جلو افشین را بگیر خیلی لکه بازی در میاره
واقعا" که لککه هست
واژه های مرتبط: ستم تابلو جلف
نویسنده: سلمان تاکسی
۱۷ فروردین ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!