فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ماسمالی

 
۶
بالا
۰
پایین
وقتی جایی برای جبران نیست و فرد خطا کار تلاش میکند حداقل خراب کاری وی کم تر به چشم بیایدحالا چه موفق شود چه کار را بد تر کند

(ماست مالی)
حالا گندیه که زدی نمیخواد ماسمالی کنی
-------------------------------------------------
1-این شیکست چیکار کنم؟
2-فعلا یه جوری ماسمالی کن کسی نفهمه بعدا درست میکنیمش
واژه های مرتبط: سَمبل
نویسنده: Gladiator56th
۱۷ اسفند ۱۳۹۱
ماسمالی

 
۶
بالا
۲
پایین
شروع این واژه به زمان عروسی محمدرضاشاه پهلوی با فوزیه برمی گردد. ظاهرا دستور داده شده بود، وقتی مهمانان مصری عروسی می خواهند با قطار از بندرعباس به تهران بیایند، باید به مناسبت این عروسی، دیوار تمام آبادی ها و شهرهای مسیر راه آهن با رنگ سفید پوشانده شود. اما در یکی از روستاها هیچ رنگی برای این کار وجود نداشته، لذا برای اینکه در حین عبور قطار منظره نازیبا نباشد، طبق دستور بخشدار منطقه به جای رنگ از ماست و کشک که در آن ناحیه فراوان بوده استفاده کرده و دیوارها را ماستمالی می کنند.
همچنین با وام گیری از دستور زبان انگلیسی در تولید اسم مصدر، به منظور توصیف فرایند ماسمالی، واژه ماسمالیزیشن نیز کاربرد پیدا کرده است.
1)
+ درست نمی شه چی کارش کنم؟
- بابا یه جور ماست مالی کن بره دیگه...
2)
+ چه زود پایان نامه تو نوشتی؟
- ماسمالیزیشن برا همین وقتاس دیگه!
واژه های مرتبط: ماسمالیزیشن
نویسنده: تانیا
۱۷ اسفند ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!